در ادامه مطلب، مطالب مثبت هجده گذاشتم. لطفا به ادامه مطلب نرید خواهش می نماینم نروید این مثبت هجده با مثبت هجده هایی که قبلا دیدید فرق فوکوله.
در ادامه مطلب، مطالب مثبت هجده گذاشتم. لطفا به ادامه مطلب نرید خواهش می نماینم نروید این مثبت هجده با مثبت هجده هایی که قبلا دیدید فرق فوکوله.
تلاش کردم باز هم کتاب چاپ کنم، مطالبی شبیه همین که مینویسم. بعد از یک سال و نیم مرحمت کرده گفتند ما فقط روی کتابهای با موفقیت نود درصد سرمایهگذاری میکنیم. من بخواهم کتاب چاپ کنم در سه سوت میتوانم اما انتشارات خوب صدها سوت طول میکشد. ![]()
فعلا من از کاسبی و منبر رفتن برای شماها میآم پایین احتمالا سه ماه. بروم کارگری بنمایم کمی. پوستم احتمالا کنده بشه
اما درآمدش خوبه. تمرین کنم مقاومتم رو ببرم بالا آماده شم برای ظهور. اگر بینش وقت بود مینویسم باز هم اگرنشد هم که هیچ.
یک سوالی در مورد ایجاد رغبت در نماز از من شده بود، برای کسانی که میخواهند شروع به نماز خواندن کنند.
از این جوابی که دادم خودم پندها گرفتم. یعنی یه پندی دادم که خودم بلد نبودم.
گفتم برای شمایان هم بنمایم بلکم شمایان هم پندی نیوش کنید.
انشاءالله خودم بتونم به پندهای خودم عمل کنم.
برای تدریس ریاضی وارد کلاس مهندسی دخترها شدم.
همگان بلند شدند. اکثر دخترها بد پوشش بودند.
از قیافهها فهمیدم خیلی به شنیدن سخنان من اهمیت میدهند. چون عدهای گوششان را از روسری بیرون گذاشته بودند تا بهتر بشوند و از سخنان گهربار من بهتر بتوانند استفاده کنند.
هر چند که کار بیتاثیر و گناهی بود و انسان یاد آینهبغل بلدوزر میافتاد اما به هر حال کاری از دست من برنمیآمد.
شروع کردم به تدریس.
در همین هنگام ناگهان سوسکی روی میز قسمت استاد پیدا شد. سوسک با سرش رو به همگان سلامی کرد و او هم پای درس من نشست.
بانوان همه جیغ برآوردند که هان ای استاد سوسکی در کمین نشسته و آرام از همگان برده است.
گفتم: هیچ میدانید بدترین کاری که میشود با سوسک کرد چیست؟
همگان گفتند: نه.
گفتم: به جای اینکه با دمپایی بزنی بر سرش، با بیاعتنایی از کنار او رد شوی. این کار از صد عدد فحش بر آن سوسک بدتر است.
همگان از این سخن من در شگفت شدند و درسها گرفتند و زان پس ایستاده به سخنان من گوش فرا دادند.
من که دیدم همگان این همه مشتاقند که ایستاده گوش میدهند با خود همی فکر کردمی که اکنون الان است و اکنون بعدا نیست. و لذا گفتم:
مهندس واقعی تمام حدود شرع را رعایت میکند و همواره شاکر است. اگر نیست، مهندس واقعی نیست.
دختری جوان زان سخن برآشفت و گفت چرا؟
گفتم: عدد تقسیم بر بینهایت میشود چه؟ میشود اپسیلن یا عددی نزدیک به صفر.
دوم: بینهایت منهای هشت یا عدد میشود چه؟ میشود بینهایت.
هر مهندسی که دو جواب بالا را بداند، مقید به شرع و شاکر میشود.
دختر جوان گفت: استاد چه ربطی دارد؟
من: جوابش روشن است. عمر ما در آخرت بینهایت سال است. عمر ما در دنیا مثلا صد سال. صد تقسیم بر بینهایت میشود اپسیلن سال. عمر ما نسبت به دنیا صد سال است. عمر ما نسبت به آخرت اپسیلن سال یا چند ساعت است. وَ یَوْمَ یَحْشُرُهُمْ کَأَنْ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنَ النَّهار...(یونس45)
و روزى که آنان را محشور و جمع میکند، گویى جز به اندازه ساعتى از روز (در دنیا یا برزخ) نماندهاند ...(یونس45)
غیر ممکن است کسی مهندس باشد و بداند کل زندگی در دنیا حدودا چند ساعت است و حدود شرع را رعایت نکند. چند ساعت ارزش ندارد آدم این همه غصه دنیا بخورد و گناه کند. چند ساعت تحمل کن.
طبق قانون احتمالات اگر فقط و فقط یک درصد حرف قرآن درست باشد، ده یا بیست سال ضرر نمیکنیم. بینهایت سال عذاب است و بینهایت سال ضرر میکنیم. درصد آنطرف خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بزرگ است. قابل ریسک نیست. بینهایت عمر در پیش است. بینهایت یعنی بینهایت. اگر خواب میبینیم یعنی روح وجود دارد. اگر روح هست پس عمر ما بینهایت است. بزرگترین هشدار و یادآوری عمر بینهایت ما همین خواب است.
این قانون از راه دومی هم قابل اثبات است. در این دنیا چهار بعد داریم. طول و عرض و ارتفاع و زمان. اگر کسی بتواند با ریاضت شرعی وارد بعد زمان آخرتی شود، میتواند طیالارض کند. یعنی مثلا هزار رکعت نماز را در چند دقیقه بخواند یا مسافت طولانی را در چند ثانیه طی کند. در قیامت چون خورشید نیست، إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ (تکویر1) آن گاه که خورشید به هم درپیچد، (تکویر1) معیار بعد زمان خورشید نیست و تغییر میکند. در نتیجه یک روز آخرت معادل هزار سال دنیا میشود
در مطلب زیر قانتات را گفتم که دو مدل ترجمه کنیم دو مدل زندگی کاملا متفاوت تولید میکند. حالا دو کلمه دیگرمیخواهم بگویم.
آیاتش را ننوشتم فقط آدرس دادم برای تحقیق. شاید یه کم پیچیده به نظر بیاد. و در حوصله همه نگنجد. اما شاید به شما کمک کند تصورتون از دو کلمه در قرآن عوض شود و بگویید عجب. چه نکات پنهانی
مطلبی که در اینجا گفته میشود فقط و فقط یک نظریه است ممکن است درست باشد و ممکن است کاملا و بالکل اشتباه باشد. و این نظریه را باید یک مرجع تقلید و نه حتی یک روحانی معمولی بررسی کند. نه من که اصلا درسش را هم نخواندهام.
نظر من این است که امام زمان(عج) میآیند و بر اساس قرآن حرف میزنند اما ما چون از قرآن فاصله داریم فکر میکنیم علم جدیدی است.
امام زمان(عج) چند کلمه را معنی میکنند و سیستم بهزیستی بالکل عوض میشود.
فرض کنیم دور از جان شما و من، اجاق یا بخاری یا شومینهی من کور است و بچهدار نمیشوم. چه خاکی باید توی سرم بریزم؟ خاک جواب نمیدهد باید بتن با قدرت مقاومت بالا به سرم بریزم.
یا باید بروم مثلا زن دوم بگیرم که لینچان و بروسلی با هم میآیند و مرا از وسط به دو نیم تقسیم میکنند و زندگی میپاشد به در و دیوار در این زمان یا باید بروم توی یکی از این روستاها یک زنی که چهل و پنج تا بچه دارد و فقیر است از او خواهش کنم بچه چهل و پنجمش را به من بدهد، که کلی دردسر دارد. یا باید بروم مراحل هزینهبر درمان ناباروری را طی کنم یا باید بروم بهزیستی. فرض کنیم من گزینه بهزیستی را انتخاب کردم.
بهزیستی بروم میگوید تو باید مقداری از اموال یا نصف مالت را به نام یتیم کنی. من میگویم اگر بچه خودم هم بود و به من میگفت نصف اموالت را به نام من کن آنچنان میزدم توی گوشش که اسم و فامیل من و خودش و مادرش و همسایهها را تا ده خانه آن طرفتر، همه با هم یادش برود.
حالا فرض کن یواشکی ساندویچ مغز خر را که توسط همسرم تهیه شده است، خوردم و راضی شدم اموالی را که ندارم بزنم به نامش. محرمیت فرزند را چه کار کنم؟ دختر آوردن راحتتر از پسر است. باید صیغهی دختر را به پدرم بخوانم البت اگر پدرم زنده باشد. دختر میشود نامادری من و اینگونه با من محرم میشود. اما اگر پسر بخواهیم چه خاکی به سر کنیم. اگر صیغهی پسر را با فرض اینکه پدرزن فوت شده به مادر زن بخوانیم که به دختر مادرزن که همسر من است محرم بشود باز هم محرم نمی شود چرا؟ برای اینکه طبق یکی از آیات سوره نساء باید رابطه زناشویی بامادرزن شوهر فوت شده برقرار شود تا محرمیت با همسر من ایجاد شود. پس باید دنبال راه دیگر بگردیم. خلاصه یک دردسر و کار پیچیده و خر اندر خر و شیر اندر شیری است که نگو.
و من سراغ ندارم که ائمه از این قانونهای محرمیت استفاده کرده باشند. شما سراغ دارید بگویید.
ما چند کلمه از قرآن را درست ترجمه کنیم تمام این مشکلات حل میشود.
و آن کلمه ما ملکت ایمانکم است. در اکثر ترجمهها زیر این عبارت نوشته شده کنیز یا غلام یا برده و کلا خودشان را راحت کردهاند اما این معنی قدیم بوده. الان معنی دیگر میدهد.
بالاخره وقتی یک عبارتی چندین بار در قرآن تکرار میشود یک مقدار انسان باید شک کند. نکند چیز دیگری هم منظور بوده است؟
احوال ما در هر بلا راضی ز دوست، خوف و رجا
خود را قضاوت میکنم نی هر کـسی را هر کجا
هم حسن فاعل بایدت هم حسن فعل اندر جهان
با کار نیک و نیک کار محسن شو و مخلص بیا
در خـود نـظـر کـن ابـتـدا سـبحـانه سبحــانه
رو سوی آن مشکـلگشـا آنـگـه کـه آیـد بأسنا
باسنا یعنی (ناگواریها(قرایتی)، سختیها(رضایی)، مجازات(مکارم)، عذاب(المیزان))
بلا که میآد واکنش ما چی باشه؟ سیل و زلزله و غیره بلا هست، نیست، چی هست؟
واکنش ما چی باشه؟ چی بگیم؟
این شعر بالا خیلی مختصر و مفید جواب همهی سوال ها رو در زمینه بلا داده است. این شعر رو یکی از شاعران بزرگ و گل و باحال و با شخصیت گفته. خدا خیرش بده از شاعران معاصر است. همه با هم برای این شاعر دست به دعا برداریم و بخواهیم که عاقبت به خیر شود. انشاءالله.
در همین جا متذکر میشوم شاعرش خودمم.^_^ ^o^
چون این سوال یک سوال حساسه و جوابش طولانیه. جواب رو در ادامه مطلب میذارم.
فیلم رحمان 1400 درواقع محصول منوچهرهادی نیست محصول برخورد سیبزمینیوار ماست. یک گناه در سه جا، سه عقاب متفاوت داره.
کسی که در خانه گناه میکنه ضررش به خودش میرسه.
کسی که در جامعه و خیابان گناه میکنه گناهش بیشتره. چون بقیه میبینند قبح گناه ریخته میشه یا ممکنه تکرار کنند.
کسی که در جامعه گناه میکنه و به گناهش افتخار میکنه عقابش خیلی خیلی بیشتره. چون داره الگوسازی گناه میکنه. منکر رو داره معروف جلوه میده.
گناه یک آدم عادی در جامعه، با یک نفر بازیگر در جامعه، با یک نفر بازیگر در خود فیلم سینمایی برابر نیست.
یک مرحله از گناه شهوترانی است. شهوترانی میکنه اما در دل احساس پشیمانی هم داره.
مرحلهی بعدی حب الشهوت. شهوترانی میکنه و دوست هم داره.(پشیمانی نداره)
و مرحلهی بعدتر افتخار به شهوترانی و زینت دانستن آن. زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوات...(آلعمران14)
بدحجابی و رقص در این فیلم هست، یک ابتکار جدید هم زده. شوخیهایی که بین لاتهاست فرهنگسازی میکنه. چقدر بی ادبانه است واقعا.
حالا شخصیتهای معروفی توی این فیلم هستند که باشن.
اگر فیلمی خوب فروخت دلیل بر این نمیشه خوبه. کلی مطالب خلاف اخلاق هم هست که در فضای مجازی میلیونها بار دیده شده دلیل بر خوب بودنش نیست.
و جالبتر اینکه حتی اسم این فیلم هم اشکال داره.رحمن صفت ذات هست یعنی مقابل ندارد و مخصوص خداست. رحیم صفت فعل هست و مقابل دارد و مقابل آن غضب است. اسمهایی مثل رحمن و صمد و ... مخصوص خداست روی انسان نمیشه گذاشت. روی انسان می شه عبدالرحمن یا عبد الصمد گذاشت.
کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ (79)
[و] از کار زشتى که آن را مرتکب مىشدند، یکدیگر را بازنمىداشتند. راستى، چه بد بود آنچه مىکردند. (79)
وقتی یک بازیگر یا کارگردان یا .... معروف کار بد میسازه. باید این قدر بگیم که خجالت بکشه. نگیم باز میره سازه یا بقیه میرن میسازن.
حالا شما هم سکوت میکنین یا در فضای حقیقی و مجازی نهی از منکر می کنید؟
توسل و توکل باید با هم باشه
توسل مثلا متوسل شدن به ایمه و زیارات امامان. مثلا دعای توسل.
توکل مثل مناجات ها. مراجعه فقط به خدا که خدا همه کاره است. مثلا دعای جوشن کبیر
محور توحید است.
هم مناجات و هم زیارات باید باشند. قرآن هم که جای خود.
کلمه حسبنا الله که محور توحید است دقیقا وسط این آیه مثل نگین می درخشد.
آیه زیر می گه توکل و توسل با هم (هم خدا چیز می ده هم رسول) اما محور توحید و توکل به خداست (حسبنا الله). اما دوباره در آخر آیه قرآن می گوید توکل و توسل باهم. هم خدا از فضلش می ده هم رسول. در آخر هم می گوید هدف همه این ها رسیدن به خداست.توحید انا الی الله راغبون^_^
وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مَا آتَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتِینَا اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَرَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ رَاغِبُونَ
اگر آنان به آنچه خدا و پیامبرش به آنان دادهاند راضی میشدند و میگفتند: خداوند (و آنچه او صلاح بداند) برای ما بس است، خدا و پیامبرش به زودی از فضل خود به ما خواهند داد و ما تنها به پروردگار، راغب و امیدواریم، (اگر چنین میگفتند، برای آنان بهتر بود).
سوره التوبه آیه 59
الگوی زنان الان فلان زن کاراته بازه که می زنه طرف مقابل رو نصف می کنه یا مادری که تولید شهید کرده ^_^
قرآن این همه در مورد حضرت موسی ع گفته
اما اصلا در مورد پدر موسی ع نگفته که کی بوده کجا بوده،
از پدر موسی ع نگفته اما در مورد نحوه راه رفتن دختر شعیب ع همسر آینده موسی ع گفته.
لابد مهمه که گفته^_^
حالا بانوان ورزشکار ما آیا مثل دختران شعیب ع هستند یا جلوی دوربین های بین المللی با هزاران چشم نامحرم. حجاب فقط چند تیکه پارچه است یا باید حیا از تمام حرکات و کلمات بریزد. [لبخند]
فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءَهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
ناگهان یکی از آن دو (زن) به سراغ او آمد در حالی که با نهایت حیا گام برمیداشت، گفت: پدرم از تو دعوت میکند تا مزد آب دادن (به گوسفندان) را که برای ما انجام دادی به تو بپردازد. هنگامی که موسی نزد او ]= شعیب[ آمد و سرگذشت خود را شرح داد، گفت: نترس، از قوم ظالم نجات یافتی
سوره القصص آیه 25اگر کلمه ((استحیاء(( را نکره ، - بدون الف و لام - آورد، برای رساندن عظمت آن حالت است ، و مراد از اینکه راه رفتنش بر ((استحیاء(( بوده ، این است که : عفت و نجابت از طرز راه رفتنش پیدا بود، (تفسیر المیزان)
ورزشی درست است بدون دوربین بدون نامحرم محیط کاملا زنانه مسلمانانه[لبخند].
وقتی یکی حساسه با کوچکترین شوخی و مطلک ناراحت می شه چه خاکی تو سرمون بکنیم. ^o^
من خودم دنبال خاک های زیادی گشتم که بریزم بسرم. (^o^)
اما فایده نداشت حتی چندبار هم خاک و آب قاطی کردم و گل درست کردم و زدم به سرم اما باز هم فایده نداشت. چون جهان بینی طرف رو بخوایم درست کنیم مقداری کمی جون انسان بالا می آد. تقریبا تا لب. ^_^.
بهترین راه حل که بهش دست یافتم حدیث زیره. هرچند طرف حساسه بازهم یه سری توجیه می کنه اما این حدیث رو بگید.
گوش کن یادداشت کن به دردت می خوره
النبیّ صلّی اللَّه علیه و آله: اطلب لأخیک عذرا فإن لم تجد له عذرا فالتمس له عذرا.
البحار 75/ 197
پیامبر (ص) فرمود: برای برادر (دینی) خود عذری بطلب، اگر عذری برای او نیافتی با تلاش هر چه بیشتر آن را برای او جستجو کن.
یعنی اگر نشستی سر سفره بهت تعارف نکردن یا سلام کردی جواب ندادن آن ها دشمنان خونی تو نیستند عذر پیدا کن عذر پیدا نکردی عذر بتراش جون مامانت. (^o^).
مثلا جواب سلام نداد نشنیده تعارف نکرد فکرش مشغول بوده او جزو دار و دسته مغول ها نیست و قصد حمله ندارد این را مطمین باش^_^.
