مجدد تاکید می کنم من خودم همه چیزهایی که می نویسم عمل نکردم. بلکه می ذارم جلوم که عمل بکنم. شاید شما بهتر از من عمل کنید. ان شاءالله می نویسم به توفیق عمل.
قاعده هجده: تفاوت عبودیت و عبادت
هدف خلقت عبودیت است نه عبادت.
عبودیت بر اساس معرفت است. کسی که عبودیت دارد عبادتش هم منجر به رشد می شه.
کسی که عبودیت نداره عبادتش منجر به تکاملش نمی شه. چهل ساله نماز می خونه هیچ رشدی هم نداره حتی نماز شب می خونه اما باز رشد نداره.(همچنین ارتقای علمی معنوی لازمه معرفت است)
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ
و جن و انس را نیافریدم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند.(عبودیت)
سوره الذاریات آیه 56
در حدیثی از امام حسین علیه السلام میخوانیم: خداوند مردم را نیافرید مگر برای معرفت و شناختن و چون او را شناختند، او را عبادت میکنند و هر که او را عبادت کند، از بندگی غیر او بی نیاز میشود.(تفسیر نمونه ذیل آیه)
اگر بخوایم مثال بزنیم:
جهاد زن چیه؟ الإمامُ علیٌّ علیه السلام :جِهادُ المَرأةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ .[الخصال : 620/10 .]
امام على علیه السلام :جهاد زن این است که خوب شوهردارى کند.
حالا یک زن نماز شب خوانی که از نظر اجتماعی موفق هست و از نظر خانوادگی ضعیف و نماز شب هم می خونه. این عبادت بدون عبودیت داره.
عبودیت یعنی تنظیم اولویت طبق نظر خدا.
اولویت اول و جهاد، خانواده هست و اولویت دوم فعالیت اجتماعی.
برای امام متقین شدن ( الگوی متقین شدن) قدم اول چیه؟ روابط خوب خانوادگی (قُرَّةَ أَعْیُنٍ)
وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا
و کسانیاند که میگویند: پروردگارا به ما از ناحیه ی همسران و فرزندانمان مایه ی روشنی چشم عطا کن و ما را پیشوای پرهیزگاران قرار ده
سوره الفرقان آیه 74
در عبودیت ممکنه ادم فلسفه احکام رو بدونه ممکنه هم ندونه اما چون معرفت به الله داره هر چه خدا دوست داره دوست داره و اولویت اولش می کنه.
اهمیت عبودیت تا آنجایی است که لازمه معراج رفتن عبد بودن است. (بعبده)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ
به نام خداوند بخشاینده مهربان پاک و منزّه است آن (خدایی) که بنده اش را از مسجدالحرام تا مسجدالاقصی که اطرافش را برکت داده ایم شبانه برد، تا از نشانه های خود به او نشان دهیم همانا او شنوا و بیناست
سوره اسراء آیه 1
مردی که خیلی بیش از حد کار می کنه که تامین مالی انجام بده و اما برای نماز فرزند وقت کافی نمی ذاره عبادت بدون عبودیت داره چون خداوند گفته تمرکزت را و اولویتت را روی نماز بگذار:
وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْأَلُکَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُکَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ
و خانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش ما از تو روزی نمیخواهیم، (بلکه) ما تو را روزی میدهیم، و سرانجام (نیکو) برای (اهل) تقوا است
سوره طه آیه 132
مهریه در قران چه اسمی روش گذاشته شده؟ نحلة (هدیه) طبق آیه چهار نساء.
حالا اگر مهریه نحلة نباشه تضمین باشه چی؟ مثل چک تضمینی که برای گرفتن وام می دهند.
می شود عبادت بدون عبودیت.
نحله باشه شما باید به خدا توکل کنی.
تضمینی باشه باید به قانون توکل کنی.
آیه معروف عبودیت آیه زیر هست:
فَلَا وَرَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ یُحَکِّمُوکَ فِیمَا شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فِی أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَیْتَ وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.
سوره النساء آیه 65
آیه را با دقت بخوانیم نسبت به حکم پیامبر (ص) در دل احساس ناراحتی نکند چه کسی؟ مومن و چی باشه وَیُسَلِّمُوا تَسْلِیمًا.
یعنی وقتی پیامبر (ص) وظایف زن و شوهر را می گوید در دلت ناراحت نباشی و نگی چرا وظایف سخت تر مال من.
وقتی پیامبر ص می فرماید مهریه این جوری باشد در دل ناراحت نباشی و ....
چه رسد به اینکه عمل نکنیم. این می شود عبودیت کامل.
یک ایه دیگر هم در تایید آورده می شود:
وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا
هیچ مرد و زن با ایمانی حق ندارد هنگامی که خدا و پیامبرش امری را لازم بدانند، اختیاری (در برابر فرمان خدا) داشته باشد؛ و هر کس نافرمانی خدا و رسولش را کند، به گمراهی آشکاری گرفتار شده است
سوره احزاب آیه 36
دلم می خواد به نظر من و اینها در برابر امر خدا نداریم .(الْخِیَرَةُ)
یکی از راه های افزایش عبودیت گذرندان معنای رکوع در زمان رکوع از ذهن است.
(اگر گردنم را بزنى باز به تو ایمان دارم)
معنای سجده در زمان سجده است و ....
حدیث زیر طولانیه. برای کوتاه شدن متن می شه فقط فارسیش رو بذارم اما عربیش رو هم می ذارم.
چون مهمه:
اگر عادت کنیم با هفت تکبیر نماز رو شروع کنیم خیلی خوبه. هفت تکبیر درست و درمون:
کنتُ مَعَ مَولانا أمیر المؤمِنینَ علیه السلام ، فَرأى رَجُلاً قائِما یُصلّی، فَقالَ لَهُ : یا هذا ، أ تَعرِفُ تَأوِیلَ الصَّلاةِ ؟ فقال : یا مَولایَ ، و هل للصَّلاةِ تَأوِیلٌ غَیرُ العِبادَةِ ؟ فقالَ : إی و الذی بَعَثَ محمّدا بالنبوَّةِ ··· تَأوِیلُ تَکبِیرَتِکَ الاُولى إلى إحرامِکَ : أن تُخطِرَ فی نفسِک إذا قلتَ : اللّه ُ أکبَرُ، مِن أن یُوصَفَ بقیامٍ أو قُعودٍ، و فی الثانیةِ : أن یُوصَفَ بحَرَکةٍ أو جُمودٍ، و فی الثالثةِ : أن یُوصَفَ بجِسمٍ أو یُشَبَّهَ بِشِبهٍ أو یُقاسَ بِقِیاسٍ، و تُخطِرَ فی الرابعةِ : أن تَحُلَّهُ الأعراضُ أو تُولِمَهُ الأمراضُ، و تُخطِرَ فی الخامسَةِ : أن یُوصَفَ بجَوهَرٍ أو بعَرَضٍ أو یَحُلَّ شَیئا أو یَحُلَّ فیهِ شیءٌ، و تُخطِر فی السادسَةِ : أن یَجُوزَ علَیهِ ما یَجُوزُ على المُحدَثِینَ مِنَ الزَّوالِ و الانتِقالِ و التَّغَیُّرِ مِن حالٍ إلى حالٍ ، و تُخطِرَ فی السابعَةِ : أن تَحُلَّهُ الحَواسُّ الخَمسُ
ثُمّ تَأوِیلُ مَدِّ عُنُقِکَ فی الرُّکوعِ : تُخطِرُ فی نفسِکَ آمَنتُ بکَ و لَو ضُرِبَت عُنُقِی . ثُمّ تَأویلُ رَفعِ رَأسِکَ مِنَ الرُّکوعِ إذا قلتَ : «سَمِعَ اللّه ُ لمن حمده» تَأوِیلُهُ: الذی أخرَجَنی مِنَ العَدَمِ إلى الوُجودِ
و تأویلُ السَّجدَةِ الاُولى : أن تُخطِرَ فی نفسِکَ و أنتَ ساجِدٌ : مِنها خَلَقتَنی
و رَفعُ رأسِکَ تَأوِیلُهُ : و مِنها أخرَجتَنی
وَ السَّجدَةِ الثانیةِ : و فیها تُعِیدُنی، و رَفعُ رَأسِکَ تُخطِرُ بقَلبِکَ : و مِنها تُخرِجُنی تارةً اُخرى
و تَأوِیلُ قُعودِکَ على جانِبِکَ الأیسَرِ و رَفعِ رِجلِکَ الیُمنى و طَرحِکَ على الیُسرى : تُخطِرُ بقَلبِکَ : اللّهُمّ إنّی أقَمتُ الحَقَّ و أمَتُّ الباطلَ
و تأویلُ تَشَهُّدِکَ : تَجدیدُ الإیمانِ، و مُعاوَدَةُ الإسلامِ، و الإقرارُ بِالبَعثِ بعدَ المَوتِ
و تأویلُ قِراءَةِ التَّحِیّاتِ: تَمجِیدُ الرَّبِّ سبحانَهُ، و تَعظِیمُهُ عمّا قالَ الظّالِمونَ و نَعَتَهُ المُلحِدُونَ
و تَأویلُ قولِکَ : السلامُ علَیکُم و رحمَةُ اللّه ِ و بَرَکاتُهُ : تَرَحُّمٌ عَنِ اللّه ِ سبحانَهُ، فمَعناها : هذهِ أمانٌ لَکُم مِن عَذابِ یَومِ القِیامَةِ
ثُمّ قالَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام : مَن لَم یَعلَمْ تَأوِیلَ صلاتِهِ هکذا فهِی خِداجٌ، أی ناقِصَةٌ .[بحار الأنوار : 84/254/52 .]
بحار الأنوار ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ : من با امیر المؤمنین علیه السلام بودم که دیدم حضرت به مردى که نماز مى خواند فرمود: اى مرد ! آیا تأویل (معناى) نماز را مى دانى؟ عرض کرد : سَرورم! آیا نماز تأویلى جز عبادت دارد؟ حضرت فرمود : سوگند به آن که محمّد را به پیامبرى فرستاد، آرى [تأویل ]دارد···
تأویل نخستین تکبیر [از شش تکبیر پیش از تکبیرة الاحرام] .[بنا بر روایات معصومان علیهم السلام ، مستحبّ است آدمى پیش از تکبیرة الاحرام، شش بار اللّه اکبر بگوید بعد تکبیرة الاحرام نماز را بر زبان آورد ـم .]تا تکبیرة الاحرام چنین است که وقتى گفتى : اللّه اکبر ، در قلب و جان خود بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به قیام یا قعودى وصف شود و در تکبیر دوم در قلبت چنین بگذرانى که خدا بزرگتر از آن است که به حرکت یا سکونى وصف شود و در تکبیر سوم او را بزرگتر از آن بدانى که به جسمیّت وصف شود، یا به چیزى مانند باشد، یا به چیزى قیاس شود و در تکبیر چهارم او را بزرگتر از آن بدانى که به عارضه اى دچار شود، یا بیماریها دردمندش کند و در تکبیر پنجم او را بزرگتر از آن بدانى که به جوهرى یا عرضى وصف شود، یا در چیزى حلول کند و یا چیزى در او حلول کند و در تکبیر ششم چنین از دلت بگذرانى که او بالاتر از آن است که زوال و جا به جایى و دگرگونى حالات ، که در موجودات حادث رواست ، در او جایز
باشد و در تکبیر هفتم او را برتر از آن بدانى که محلّ حواس پنجگانه باشد
تأویل کشیدن گردنت در رکوع نیز این است که با خود گویى : اگر گردنم را بزنى باز به تو ایمان دارم . سر برداشتنت از رکوع و گفتن جمله «سمع اللّه لمن حمده» تأویلش این است : کسى که مرا از نیستى به صحنه هستى آورد
تأویل سجده اول این است که در حال سجده از ذهن و دلت بگذرانى که : مرا از این [خاک ]آفریدى . سر برداشتنت از سجده اول، تأویلش این است : مرا از خاک بیرون آوردى و سجده دوم به معناى این است که : مرا به خاک برمى گردانى و در سر برداشتنت از سجده دوم از قلبت بگذرانى : بار دیگر مرا از خاک بیرون مى آورى
نشستن [در تشهّد] به طرف چپ و گذاشتن پاى راستت روى پاى چپ تأویلش این است که در دلت بگذرانى : خدایا! من حق را بر پاى داشتم و باطل را میراندم
تأویل تشهّدت عبارت است از : تجدید ایمان و تکرار اسلام و اقرار به برانگیخته شدنِ پس از مرگ
تأویل سلام دادنها عبارت است از : تمجید پروردگار سبحان و برتر دانستن او از آنچه ستمگران در حقّش گفته اند و ملحدان وصفش کرده اند . تأویل جمله «السلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته» طلب رحمت و مِهر خداى سبحان است و این به معناى در امان ماندن شما از عذاب روز قیامت است
امیر المؤمنین علیه السلام سپس فرمود : کسى که تأویل نماز خود را بدین صورت نداند ، نمازش خِداج است، یعنى ناقص است . پایان حدیث.
این حدیث تمرین عبودیت است. تمرین این قاعده.
قاعده نوزده (شاکله و تغییر):
اصل در ازدواج بر پذیرش همسر و تغییر خود است است نه تغییر همسر. چرا؟
چون انسان ها بر اساس شاکله عمل می کنند.
و تعییر شاکله هم بسیار بسیار سخته.
لذا تغییر خیلی خیلی سخت است و تغییر هم باید توسط اصول و با صبر زیاد و ان هم کم کم در زمان طولانی اتفاق افتد.
قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا
بگو: هر کس بر ساختار و خلق و خوی خویش عمل میکند، پس پروردگارتان داناتر است به کسی که به هدایت نزدیکتر است
سوره اسراء آیه 84
شاکله، به معنای ساختار و بافت روحی انسان است که در اثر وراثت و تربیت و فرهنگ اجتماعی برای انسان پیدا میشود. بعضی شاکله را به معنای فطرت گرفته اند، در حالی که فطرتها یکدست و ثابت است و آنچه در انسانها متفاوت است، انگیزه ها، خلق و خوی، عادات و بافت فکری و خانوادگی افراد است و عمل هر کس هم در گرو آنهاست(تفسیر نور برگرفته از تفسیر فرقان)
یک بانویی که در خانواده ثروتمند بوده و دائم اهل سفر بودند بیایم یهویی این حدیث رو بذاریم جلوش:
إنَّ لکلِّ اُمَّةٍ سِیاحةً ، و سِیاحةُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه ِ .[کنز العمّال : 10527 .]
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :هر امّتى را سیاحتى است؛ و سیاحت امّت من جهاد در راه خداست.
نمی شه تغییرش داد بگیم حالا بیا یهویی این جوری باش.
حدیث درسته اما شاکله اون فرد، مناسب برای مطرح کردن این حدیث نیست.
مثلا یک خانمی که خیلی حرف مردم براش مهمه از کودکی مادرش این جوری بارش آورده. یهو بیایم بگیم مثل حضرت زهرا س شما می تونی لباس عروسیت رو ببخشی؟
اصلا نباید این سوال مطرح بشه.
پس این جور مواقع اولویت بر پذیرش هست و تغییر خیلی خیلی به ندرت اتفاق می افتد. مثلا اول جهان بینیش رو درست کنیم بعد یه مدت یاد مرگ و بعد و بعد تا یک خورده بشه تغییرش داد. اما اصل اول همون پذیرش است.
مثلا در قاعده قبل عبودیت و عبادت رو تعریف کردم. حالا یه خانمی که شاکله اش با کار بیرون هست. هر چقدر در مورد فضیلت خانه داری و شوهر داری و ... بگیم هیچ فایده نداره اون جهان بینی اش جوریه که خوشبختی رو برای خودش پول و کار بیرون تعریف کرده و ما نمی تونیم این شاکله رو تغییر بدیم یا خیلی خیلی زحمت لازم داره.
اما سالک فرق می کنه. سالک مثل چیه مثل مرده در دست غسال است.
توکل سه مرحله دارد:
مرحله ی اول متوکل به وکیل حقیقی اطمینان کامل داشته باشد.
مرحله ی دوم رابطه ی متوکل در مقام توکل به وکیل مثل رابطه ی طفل به مادر خود باشد.
مرحله ی سوم متوکل مانند مرده ای باشد در دست مرده شو (کالمیت بین یدی الغسال) و این بالا ترین مقام توکل است.
امام خمینی ره: توکل زبانی، توکل برهانی و توکل قلبی
حضرت امام(ره) در بحث توکل پس از ذکر معنای لغوی و اصطلاحی آن مثل سایر عرفا آن را بر سه درجه تقسیم نموده اند:
1 – توکل عامه که توکل زبانی است.
2 – توکل خاصه که با برهان یا با نقل معتقد به توکل هستند.
3 – خاص الخاص که تصرف حق را در موجودات به قلوب رسانده و قلوب آنها ایمان آورده به اینکه مقدر امور حق تعالی و سلطان و مالک اشیا اوست. حضرت امام(ره) معتقدند که بین توکل و تفویض و ثقه تفاوت است و جایگاه هر کدام را با ذکر در کتاب چهل حدیث بیان فرموده اند
کسی که در مرحله اول توکل است یک جور مهریه را تعیین می کند کسی که در مرحله دوم و سوم است جور دیگر. کسی هم که اصلا توکل ندارد جور دیگر. هر کس طبق شاکله اش عمل می کند و تغییر شاکله بسیار دشوار است البته برای سالک آسان تر است چون مثل مرده در دست غسال است.
حالا چرا بعضی از اذکار خاص را با تعداد بالا همین طوری نباید گفت.
چون باید ذکر با شاکله تناسب داشته باشد و گرنه انسان تحت یک اسمی می رود که شاکله و ظرفیتش نیست.
ذکر عام بدون عدد هم که برای همه خوب است. مثل تسبیحات اربعه یا مثلا نماز جعفر طیار و ....
کار سالک چیست؟
تنظیم شاکله بر اساس فطرت. شاکله فطرتی.
برداشتن حجابها و با فطرت توحیدی در محضر خدا حاضر شدن. شاید بشه گفت تعریف سالک همین است شاید. تنظیم شاکله بر اساس فطرت.
###########